سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

691

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

شهاب الدّين بوده است . سيد نوربخش در سن هفت‌سالگى قرآن را حفظ كرد و در نوجوانى تحصيلات خود را به پايان رساند . شخصى حساس ، نازك دل و صوفى مسلك بود ، به همين مناسبت در حلقهء ارادت خواجه اسحاق ختلانى پيوست . خواجه اسحاق مريد مير سيد على همدانى بود . خواجه اسحاق به او خرقه عطا كرد ، و او را به نوربخش ملقب ساخت و مدتى بعد مريدان او با نوربخش بيعت كردند . در زمان سلطان شاهرخ ميرزا بود كه حكومت به نيروى رزمى نوربخش پى برد و افرادى فرستاد تا نوربخش و خواجه اسحاق و ديگر همراهانش را گرفتند و خواجه را در سال 826 ه ق در بلخ به قتل رسانيدند و سيد محمد را همراه تعدادى ديگر به هرات فرستادند و پس از زندانى كردن در هرات از راه شيراز به وطنش بازگرداندند ، سپس وى به شوشتر ، بصره و حلّه كه مركز علماى شيعه و علوم دينى بود سفر كرد اهل حلّه از وى پذيرايى كردند و چون تصوف او با موقعيت مردم بغداد ، كردستان و مناطق مجاور مناسب بود خطبه به نام وى خواندند و سكه به نام وى زدند و به هرجا مىرفت مردم عاشقانه از وى استقبال مىكردند و به خاطر بيان شيوا و سخنرانيهاى او مردم به او گرويدند . هنگامى كه شاهرخ ميرزا از آمدن نوربخش به كردستان مطلع شد ، از آذربايجان دستور داد كه سيد محمد و همدستانش را دستگير كنند و پس از دستگيرى او را به نزد سلطان آوردند ، پادشاه دستور بازداشت او را صادر كرد اما نوربخش فرصت يافته از آنجا فرار كرد و در جاهاى مختلف مخفى شد و سرانجام در هرات از ادعاى خلافت دست برداشت . دستگيرى وى در سال 845 ه ق انجام گرفت . او از تبريز به روم تبعيد شد ، ولى دوباره به تبليغ پرداخت و در بلتستان ، اسكردو ، خپلو و غيره مذهب تشيع را رونق بخشيد . بعضى از داعيان تصوف هنوز هم پايبند افكار و عقايد او هستند . سيد محمد نوربخش در 868 ه ق درگذشت . نورحسين ، دكتر 1359 ه ق / 1940 م حاجى الحرمين مولوى ابو المنصور نور حسين كربلايى در سال 1910 م سرپرست بيمارستان ايالت « تيرى ختك افغان بلوك كوهات » بود . مولوى نورحسين و امير الدّين هر دو بعد از مذاكرات طولانى با علامه سيد عبد العلى هروى شيعه شده بودند ( نامه‌ها ، رجوع كنيد به البرهان لودهيانه 1911 م ) وى در اواخر عمر به جهنگ رفت و به پاسخگويى كتابهاى ولى محمد